الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
228
تفسير تطبيقى (فارسى)
حق در همه ميدانها و خذلان و خوارى سريع صف باطل باشد آنگونه كه ابن تيميه پنداشته اين امر درباره انبيا و مؤمنان ، با آنكه خداوند وعده به يارى آنان داده تحقق نيافته است خداوند مىفرمايد : إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ ؛ « 1 » « ما پيامبران خود و مؤمنان را در دنيا و روزى كه گواهان برپا مىشوند [ روز قيامت ] ، يارى خواهيم كرد » اين وعده خداست و وعده خدا تخلفناپذير است قرآن مىفرمايد : فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ ؛ « پس مپندار ، خداوند وعدهاش را با پيامبرانش تخلّف مىكند همانا خداوند عزيز و صاحب انتقام است » ، « 2 » با اين وصف بسيارى از انبيا و مؤمنان در اين دنيا به قتل رسيدند ، و نتوانستند به هدف خود در اين دنيا كه هدايت مردم و برپايى قسط است ، نايل شوند به ويژه زمانى كه ياران آنان ، نافرمانى و يا كوتاهى مىكردند همان گونه كه مردم در جنگ أحد در زمان پيامبر خدا و در زمان امام على در جنگ صفين نافرمانى كردند ، بنابراين وعده خدا براى يارى پيامبران و مؤمنان مشروط به شرايطى است كه بايد فراهم آيد . رابعا : حديثى ( هر چند صحيح السند ) كه با آيات قرآن مخالف باشد ، اعتبارى ندارد ، بنابراين حديثى كه ابن تيميه درباره اصحاب شجره نقل كرده فاقد اعتبار است و اگر نه بايد بگوييم ، قرآن براى افرادى خاص حساب جداگانه دارد و معصيتها ، فتنهها و قتل و خونريزيهايشان را ناديده گرفته است در حالى كه قرآن در آيات متعدد ، معيار نجات را براى همه يكسان اعلان كرده است ؛ بنابراين ، آن روايات بر فرض صدور بايد تأويل شوند چون مخالف تعاليم قرآنند . خداوند در قرآن خشنودى خود را درباره اصحاب بيعت رضوان چنين اعلان كرد : لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ . . . « 3 » « خداوند از مؤمنانى كه در زير درخت با تو بيعت كردند ، خشنود است . . . » اگر اصحاب شجره ( كه گفته مىشود 1400 نفر بودند ) همواره
--> ( 1 ) . غافر ، 51 ( 2 ) . إبراهيم ، 47 و نيز ر . ك : آل عمران ، 194 ( 3 ) . فتح ، 18